آخرین فعالیت‌ها


  • ویروس یهودا (نیروی سیگما 4)
    برای ویروس یهودا (نیروی سیگما 4) نوشت :

    جلد چهارم مجموعه نیروی سیگما ادامه دهنده جلدهای قبلی و نبرد همواره بین سیروهای سیگما و گیلد است. در این جلد داستان سفر مارکوپولو و نکات مرموز و ناگفته آن سرلوحه کار نویسنده قرار گرفته و با استفاده از آن به خلق داستان جذابی پرداخته است. از مشخصه‌های بارز رولینز تیزبینی و استفاده از عناصر به ظاهر ساده ولی مهم در خلق و پیشبرد داستان است. با قلم این نویسنده در طول داستان هیچگاه احساس خستگی نکرده و همواره عطش خواننده برای دانستن ادامه داستان پابرجاست. خواندن این جلد را به دوستداران مجموعه نیروس سیگما پیشنهاد میکنم.

  • جزیره ساتن
    ستاره داد
  • جزیره ساتن
    برای جزیره ساتن نوشت :

    در این کتاب نویسنده با دیدی انسان شناسانه و روانشناسی با طرح 4داستان که به موازات یکدیگر پیشرفت میکنند نگاهی طنزآمیز به تکنولوژی فعلی ،مردم گرفتار در آن و روابط فعلی آنها با یکدیگر پرداخته است. متاسفاتنه 60 درصد ابتدایی کتاب یا به علت قلم نویسنده و یا ترجمه بد آن مخاطب به سختی توانایی برقراری ارتباط با این کتاب را پیدا میکند. جمله بندی‌های ناقص،داستانسرایی بی سر و ته و همچنین عدم توضیحات مترجم در پاورقی خواندن بخش ابتدایی داستان را به شدت سخت و غیر قابل تحمل میسازد. پیشنهاد میگردد اگر علاقمند به خواندن این داستان هستید حداقل از ترجمه‌های دیگر این اثر استفاده نمایید.

  • جزیره ساتن
    از جزیره ساتن :

    برونیسلاو مالینوفسکی،پدر علم انسان شناسی مدرن،گفت: همه چیز را بنویسید. این اولین فرمان او بود. (او استدلال کرد) که هیچ وقت نمی‌دانید که چه چیزی اهمیت پیدا خواهد کرد و چه چیزی بی اهمیت خواهد بود. پس همه چیز را دریافت کنید،و همه اش را به داده تبدیل کنید. (...)

  • جزیره ساتن
    از جزیره ساتن :

    Le Pli یا چین ،روشی را توصیف می‌کند که به کمک آن جهان بیرون را جذب می‌کنیم،آنرا برعکس می‌کنیم و دوباره آنرا بیرون می‌ریزیم ، و با انجام این کار،هویتمان را شکل می‌دهیم (...)

  • جزیره ساتن
    از جزیره ساتن :

    مردم به اسطوره‌های بنیادین نیاز دازند،که نقشی از آغاز پیدایش باشد،و قفلی که چارچوبی را حفظ کند که به نوبه خود از کل ساختار حقیقت ،و از زمان محافظت می‌کند: تالارهای یادبود و سرداب‌های فراموش شده،دیوارهای بین عصرها،تالارهای ورودی که ما را به سوی روزهای پایانی و هرچه که پیش آید می‌کشانند. (...)

  • خانه پله‌ها
    برای خانه پله‌ها نوشت :

    در این کتاب با داستانی روانشناختی طرف هستیم. اینکه انسانها در مواجهه با مسایل مختلف چه واکنشهای شخصی و یا اجتماعی از خود بروز خواهند داد. تم داستان بسیار به مجموعه سینمایی مکعب شباهت داشته با ظرافت و جذابیت کمتر نسبت به آن.

  • خانه پله‌ها
    ستاره داد
  • خانه پله‌ها
    از خانه پله‌ها :

    انزجار بی‌پایان است. نفرت ظرفی است که ته ندارد (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    برای آنتراکت در کافه چرا نوشت :

    کتابی فوق العاده در باب زندگی و مفهوم آن و سوالاتی که ممکن است در گذر زمان و سپری شدن سن برای هر شخص ایجاد گردد، در این کتاب در قالب یک داستان پاسخ داده میشود. خواندن این کتاب را به تمامی دوستانی که سنی بالاتر از 40 سال دارند پیشنهاد میکنم.

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    بخشی از ترس ما از پیر شدن از این جهت است که ما می‌بایست کسانی را که دوستشان داریم و برایمان مهم هستند ترک کنیم. (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    هر کسی نوارچسب خاص خودش را دارد که ممکن است برای یکی شرکت کردن در کلاس رقص باشد برای دیگری بافبانی،دوچرخه‌سواری،چادر زدن در دل طبیعت با ماهیگیری آخر هفته‌ها…اما تاثیر همه این کارها یکی است و کارش چسباندن محکم ارتباط‌ها با همدیگر می‌باشد. (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    زمانی که مردم زیر سنگینی فشار دنیا قرا میگیرند با خود می‌گویند امکان ندارد که انجام یک کار ساده برای رهایی از این شرایط سخت و دشوار کارساز باشذ،بنابراین آنها نه تنها سعی خود را نمی‌کنند بلکه اصلا هیچ کاری انجام نمیدهند و همچنان در شرایط رنج‌بارشان باقی می‌مانند. یا اینکه آنها دنبال پیدا کردن راه‌های دشوار می‌گردند،زیرا نظرشان این است که راه هرچه دشوارتر باشد کارسازتر و نتیجه بخش‌تر ... (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    شاید پذیرفتن این واقعیت برای تو دشوار باشد و آن‌را نپسندی،اما بی‌فایده نیست،زیرا واقعیت،واقعیت است و وجود دارد و درست به همین دلیل تو باید از لحظه به لحظه زمانی که هنوز برایت باقی مانده بیشترین لذت را ببری و باید بدانی که زمان مانا و ابدی نیست. ساعت تیک‌تیک می‌کند و زمان بی‌توجه به آنکه تو از آن لذت بردی یا نه،پیش می‌رود. (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    هیچکس هرگز موفق به انجام همه چیز نمی‌شود و کسی نباید چنین توقعی از خودش داشته باشد،بنابراین ما باید برای همان چیزهایی که به دست آورده‌ایم،خوشحال باشیم (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    آدم‌ها از مرگ نمی‌ترسند،بلکه آنها فقط از این می‌ترسند که در پایان عمرشان بفهمند که واقعا درست زندگی نکرده‌اند. (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    این تنها خود من هستم که کنترل زندگی‌ام را در دست دارم و تصمیم‌هایم سهم بزرگی در نشان دادن چگونگی واقعیت من دارند (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    موضوع بچه‌ها پارادوکس است. از طرفی به نظر می‌رسد که آنها هنوز هم یک بچه کوچکند. همان بچه‌ای که سوارمان می‌شدند و اسب‌سواری می‌کردند و ما شبها آنها را می‌خواباندیم و از طرف دیگر این احساس را در ما ایجاد می‌کنند که گویی آنها همیشه در زندگی ما وجود داشته‌اند و زندگی بدون آنها برای ما قابل تصور نیست. (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    انسان در دوران جوانی بعضی از مسائل را از دیدگاه درست آن در نظر نمیگیرد… تا وقتی که به مراسم خاکسپاری می‌رود و تازه آنجا متوجه می‌شود که دیگر دیر شده است. (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    «جان یک سطل پر از پتانسیل را پیش خودت مجسم کن،گاهی کسی به اینجا می‌آید و فکر می‌کند که سطلش خالی است و این شخص همان کسی است که قدرت پتانسیل خود و جهان پیرامونش را دست‌کم گرفته است.» (...)

  • آنتراکت در کافه چرا
    از آنتراکت در کافه چرا :

    «گاهی ما انسان‌ها اولین قطره‌این و گاهی هم آخرین قطره و گاهی چیزی میان این دو.» (...)

  • کوالسکی عاشق (نیروی سیگما 3 و نیم)
    برای کوالسکی عاشق (نیروی سیگما 3 و نیم) نوشت :

    این کتاب در واقع پیش درآمدی بر ماجرای کتاب چهارم و معرفی شخصیتی در نیروی سیگما به نام کوالسکی است. این که نویسنده در این حد به توالی و ادامه دار بودن داستان کتابهای خود پایبند است و برای شروع یک داستان جدید کتابی به عنوان مقدمه مینگارد نشان از تمرکز و تسلط کافی جیمز رولینز بر داستانهایش دارد.

  • زنی در کابین 10
    برای زنی در کابین 10 نوشت :

    باز هم داستانی معمایی و جنایی از نویسنده کتاب در یک جنگل تاریک تاریک. روث ور استاد خلق داستانهایی جنایی با فضایی شناور و همچنین خلق شخصیتهایی با پیشینه افسردگی شدید و دارای رفتارهای غیرنرمال است. نویسنده در این کتاب نیز از همان فرمول همیشگی که در آن به شکوفایی کامل رسیده است استفاده کرده و داستانی خلق کرده است که تا پایان آن نمیتوان کتاب را کنار گذاشت. خواندن این کتاب را به دوستداران سبک معمایی و جنایی و همچنین طرفداران روث ور به شدت پیشنهاد میکنم.

  • نیروی سیگما (توفان شن)
    برای نیروی سیگما (توفان شن) نوشت :

    جلد اول مجموعه داستان نیروی سیگما در مورد اتفاقات باستانی در صحرای عربستان و عمان است. نویسنده به خوبی و در کمال فرصت به شخصیت پردازی تک تک شخصیتهای داستانی پرداخته است،گویی هیچ اجباری در کاستن از داستان و کم کردن حجم داستان نداشته است که سبب گشته مخاطب به آرامی با شخصیتهای واقعی و زوایای پنهان هر کدام از شخصیتها آشنا گردد. همین رویه را در مورد داستان پردازی و داستان سرایی نیز میتوان بخوبی مشاهده کرد. صحنه‌های داستانی به خوبی و با جزییات فراوان تشریح شده که موجب گشته تصویر ذهنی خواننده وضوح بیشتری داشته و در داستان غرق شود. استفاده از داستانهای باستانی و ارتباط معقول با خط سیر داستان و همچنین اصطلاعات علمی و استفاده از آن در بندبند داستان توسط نویسنده به ظرافت و تیزبینی بکار برده شده است و خط داستانی را از یک موضوع صرفا تاریخی به داستانی علمی باستانی و مطابق با شرایط روز تبدیل کرده است. جیمز رولینز در کتاب اول این مجموعه سنگ تمام گذاشته و اثری در خور خلق کرده است. خواندن این داستان را به طرفداران ژانر علمی-تاریخی پیشنهاد میکنم.