آخرین فعالیت‌ها


  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    لباس بر روی چوب‌لباسی، پژمرده و پلاسیده می‌شود و همان‌طور زندگیمان وقتی در انتظار به سر می‌بریم. بله، در انتظار ماندن، زندگی را به پژمردگی می‌کشد، انتظار هر چه باشد. مثلا منتظر یک حرکت ساده یا باز شدن دری یا آن چیز که نمی‌خواهم حتی نامش را بر لب بیاورم. (منظور عشق است) (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    خوشبختانه هنوز سبکسری وجود دارد و ما را از ناملایمت‌های روزگار نجات می‌دهد. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    زمانی که برمی‌گردیم، فقط به طور گذرا چهره‌ها را می‌بینیم و حواسمان زود می‌رود جای دیگر. یعنی نگاهی که به پشت سرمان می‌اندازیم، حرکتی سطحی است؛ چون جسم چندان دخالتی ندارد. از روبرو جریان فرق دارد؛ زیرا حتی وقتی از او دور شدی، ناخواسته حس می‌کنی روح و جانت خمیده می‌شود و یک احساس تاسف و پشیمانی وجودت را به شدت فرامی‌گیرد. دلیلش را هم نمی‌دانی، تاسف برای چه؟ چرا ... (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    روزی دارید توی خیابان برای خودتان قدم می‌زنید که ناگهان چهره‌ای شما را جذب و گرفتار می‌کند. ما در زندگی، مدام جذب چهره‌ها می‌شویم و نمی‌دانیم چرا چشم‌بسته تن به آن جاذبه می‌دهیم. چه امید و انتظاری داریم؟ هیچ مکانی نیست که این‌چنین دست‌نیافتنی باشد و آن‌چه که خیال می‌کنیم نزدیک است، نزدیک نیست. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    آری، ما سعی داریم با برس، سوزن و سایر لوازم آرایش همراه خود، نقص صورتمان را پنهان کنیم تا با ترمیم ظاهرمان از آشفتگی و جنون فاصله بگیریم. سابق، وقتی چهره‌ای فاقد لطف و زیبایی بود، آن را سامان‌دهی می‌کردند. یعنی چارچوب مناسبی برای آن قیافه به وجود می‌آوردند و به صاف‌کاری می‌پرداختند؛ اما زیر و بم‌سازی‌شان غلط یا ناجور از کار درمی‌آمد، زیرا قادر نبودند پیوند میان چهره، بینی ... (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    وقتی آدم می‌داند که قادر نیست در خیابان درست راه برود و مزاحم عابران دیگر می‌شود، حداقل باید نزاکت به خرج دهد؛ یعنی تا صدای پایی را پشت سر خود شنید، مودبانه کنار برود و راه باز کند. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    سن و سال، هر چیزی را توجیه نمی‌کند. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    آیا در زندگی واقعی چنین رفتار مملو از پشیمانی که در کتاب‌ها و فیلم‌ها می‌بینیم، مشاهده می‌شود؟ آیا در زندگی واقعی، مردی وجود دارد که از قطار پایین بپرد و با عجله از پله‌های منزلش بالا رود تا پیش زنش بازگردد؟ خیر، من چنین بازگشت و مراجعتی را باور نمی‌کنم. ما در زندگی واقعی هرگز به موقع برنمی‌گردیم. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    وقتی دعوایمان می‌شد، شوهرم از اتاق بیرون می‌رفت. بله، آریل همیشه اتاق را ترک می‌کرد. بگو نگو که پیش می‌آید، مردها اتاق را ترک می‌کنند. مثل این‌که نمی‌خواهند حرفی بزنند و استدلال کنند. آنها اتاق را ترک می‌کنند تا شاید عدم حضورشان ما را نابود کند. گاهی آریل، نه تنها از اتاق، بلکه از خانه بیرون می‌رفت. او عمدا در خانه را به شدت می‌کوبید، دوست داشت دیوارها بلرزند. آریل ... (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    ممکن است روزی احساس پیری کنم و دیگر چیزی نخواهم؛ مگر گربه‌ای، گلی و ریحانی… (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    دیرزمانی به فعالیتی که کار می‌نامیم، باور داشتم. ولی بالأخره متوجه شدم این هم شگردی است برای فراموش کردن مرگ. فعالیت و کار، جنب و جوش و بدو بدوهای بی‌وقفه می‌تواند ما را مدتی سرگرم یا مشهور کند، اما روزی می‌رسد که کار دیگر قادر نیست نجاتمان دهد و می‌بینی که سمینار، تدریس و سخنرانی از چشمت می‌افتد و بازی به پایان می‌رسد. تو می‌نشینی و پرونده‌ها، اوراق انباشته شده، ... (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    انسان مسئول ساختار ذهنی خود است و می‌تواند به خوشبختی روی خوش نشان دهد (بیشتر آدم‌ها خلاف آن را انجام می‌دهند) و فکر می‌کنم که این تنها پاسخی به پوچی است. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    انسان مسئول ساختار ذهنی خود است و می‌تواند به خوشبختی روی خوش نشان دهد (بیشتر آدم‌ها خلاف آن را انجام می‌دهند) و فکر می‌کنم که این تنها پاسخی به پوچی است. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    هر کسی می‌تواند با یک شلوارک و یک جفت کفش ورزشی صدمتر را خوب بدود، ولی اگر بار و بندیل به دونده‌ها آویزان کنید، کسانی از خط پایان عبور می‌کنند که توانمندی بیشتری دارند. (...)

  • سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور
    از سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور :

    آدم می‌تواند جهت و آهنگ زیستن خویش را شکل بدهد؛ اما در نهایت، از جاده خارج می‌شود. یعنی ما در برابر ناتوانی‌ها و آشفتگی‌ها مدتی می‌ایستیم و مسیر و روندی را دنبال می‌کنیم؛ ولی روزی می‌رسد که همه چیز را به هم می‌زنیم. (...)

  • هویت
    ستاره داد
  • شیفتگی‌ها
    ستاره داد
  • بار هستی
    ستاره داد
  • کیمیاگر
    ستاره داد
  • ملت عشق
    ستاره داد