رمان ایرانی

من به گربه‌ها هم فکر می‌کنم

در این سه چهار ماهی که از دوستی‌مان می‌گذشت هیچ حرکت بدی از او ندیده بودم به غیر از این‌که خودم سگ می‌شدم و پاچه می‌گرفتم. صبر و تحملش زیادی روی مخ بود. یک بار از او پرسیده بودم چرا مرا رها نمی‌کند و نمی‌رود سراغ دختر دیگری، دختری که فریاد نزند و بهانه نگیرد و از زمین و زمان گله نکند. گفته بود من هم مثل خودش زندگی پر از درد و رنجی داشته‌ام، بهتر می‌توانم با مشکلات بسازم. اما من حرفش را قبول نداشتم، درد و رنج او چه بود غیر از این‌که مادرش را در نوجوانی از دست داد و پدرش به تنهایی خودش و خواهرش را بزرگ کرده و همه عمرش را گذاشت به پای آن‌ها. مثل من نبود که پدرم از دست حماقت‌های مادرم دق کرد و مرد و مرا میان بدبختی تنها گذاشت.

9786007507414
۳۸۴ صفحه
۲۴۹ مشاهده
۰ نقل قول
غزل پورنسایی
صفحه نویسنده غزل پورنسایی
۴ رمان (Seyed Ali Salehi)

1333/12/29 - تولد - روستای مَرغاب، ايذه بختياری، خوزستان.

فرزند سوم خانواده‌ای چهارده‌نفره. پدر: کشاورز، شاعر و شاهنامه‌خوان. مادر: خانه‌دار

۱۳۴۰ - شيوع بيماری حصبه در ولايت، مرگ‌ومير کودکان، درگذشت برادر کوچکتر (عبدالله) بر اثر بيماری حصبه

کوچ دائمی خانواده به مسجد سليمان و نجات علی از بيماری حصبه.

۱۳۴۱ - ورود به دبستان سعدی در مسجد سليمان

۱۳۴۳ - تاسيس روزنامه ديواری "ناقوس" در دبستان ...
دیگر رمان‌های غزل پورنسایی
آبنبات چوبی
آبنبات چوبی باز هم باران سیل‌آسا می‌بارید، چترم را بالای سرم گرفته بودم و پر از افکار درهم و برهم در خیابان قدم می‌زدم، به کارت در دستم خیره شدم، کارت ویزیت وکیل پایه یکم دادگستری بود، صدای روانشناس در گوشم پیچید، گفته بود برای نجات سفته‌ها می‌توانم روی کمکش حساب کنم، نه، من دیگر آن سفته‌های لعنتی را نمی‌خواستم، خیلی وقت ...
به خاطر لیلا
به خاطر لیلا زبان فارسی ...
آسمانی‌ها
آسمانی‌ها فرشته و هما دوست صمیمی هستند و در کنار یکدیگر لحظات شادی را می‌گذرانند. هما، پدر و مادرش را از دست داده و فرشته به دلیل بیماری مادرش باید از او مراقبت کند. دست تقدیر تورج و وحید را سر راه زندگی این دو قهرمان قصه قرار می‌دهد و سرنوشت، زندگی این چهار نفر را به هم پیوند می‌دهد. به ...
مشاهده تمام رمان های غزل پورنسایی
مجموعه‌ها