رمان خارجی - بالکان

آزارشان به مورچه هم نمی‌رسید

(They would never hurt a fly)

خورشید هنوز وسط آسمان بود و بوی تعفن هوا را نمی‌شد تحمل کرد. دراژن فقط باید از این مکان جهنمی دور می‌شد. دوباره می‌خواست داخل آب بپرد یا دست کم دوشی بگیرد و بوی مرگ را بشوید. فقط ای کاش می‌توانست دست‌هایش را بشوید. به دقت نگاهشان کرد. خونی روی آنها نبود، فقط تاولی روی انگشت اشاره دست راستش بود. تاولی گرد و صورتی. دراژن فکر کرد: چقدر عجیب است که به خاطر کشتن مردم تاولی بزنی. حساب کرد باید حدود هفتاد بار شلیک کرده باشد. تقریبا هفتاد نفر را کشته و یک تاول زده بود! به قدری مسخره بود که یکباره خنده‌ای جنون‌آمیز سر داد.

ستاک
9786009641895
۱۳۹۷
۲۱۲ صفحه
۱۴۱ مشاهده
۰ نقل قول
اسلاونکا دراکولیچ
صفحه نویسنده اسلاونکا دراکولیچ
۳ رمان Slavenka Drakulić (1949) is a noted Croatian writer and publicist, whose books have been translated into many languages.

In her fiction Drakulić has touched on a variety of topics, such as dealing with illness and fear of death in Holograms of fear; the destructive power of sexual desire in Marble skin; an unconventional relationship in The taste of a man; cruelty of ...
دیگر رمان‌های اسلاونکا دراکولیچ
کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدیم
کمونیسم رفت ما ماندیم و حتی خندیدیم «یادم هست انقلاب‌ها چطور در اروپای شرقی شروع شد. اما در کشورهای کمونیستی آدم را جوری بار می‌آورند که خیال کنی تغییر غیرممکن است و از تغییر بترسی و بدگمان باشی، چون هر تغییری فقط وضع را بدتر کرده. من دست به سفر زدم تا این تغییرات بعد از انقلاب را از نزدیک خصوصا در زندگی زنان در کشورهای مختلف ...
انگار آن‌جا نیستم (داستانی درباره بالکان)
انگار آن‌جا نیستم (داستانی درباره بالکان) رمانی از نویسنده‌ کتاب کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم. «اس» دختری جوان است که در دهکده‌ای در بوسنی زندگی می‌کند. روزی سربازی صرب وارد آپارتمانش می‌شود و از او می‌خواهد وسایلش را جمع کند و همراه آن‌ها برود. خیلی زود، او خود را گرفتار چرخ‌دنده‌های ماشین جنگ و تجاوز و تحقیر و کشتاری می‌بیند که صرب‌ها به ...
مشاهده تمام رمان های اسلاونکا دراکولیچ
مجموعه‌ها