رمان ایرانی

بی‌کتابی

نکند ملک قرطاس از همان زمان که این عفریت دمبل گرفته، مقراض به جان کاغذ زد و نسخه‌ها و نگاره‌های بدیع را به دامن اجنبی انداخت و کتاب‌ها را در حوض نابود کرد، نفرینش را به سرمان انداخته؟ الان به سر من، قبل‌تر به سر آن زکیه و آدمم و بلکه به سر همه مردم طهران، بلکه ایران خراب شده. این به توپ بستن مجلس و خفه کردن و شکم پاره کردن‌ها مگر تقاص نیست؟ تقاص این بی‌حرمتی به کاغذ؟

9786006889979
۱۳۹۵
۲۶۴ صفحه
۱۴۷ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمدرضا شرفی خبوشان
موهای تو خانه ماهی‌هاست
موهای تو خانه ماهی‌هاست ظهر دارد می‌شود. جا ماندم، امسال نی که نبردم هیچ، خودم هم از مراسم جا ماندم. چه‌قدر حرف زد این دختر غاضریه. چی می‌گفت؟ این چیزهایی که می‌گفت توی مراسم ما نبود. با تمام توانم می‌دوم طرف امام‌زاده. می‌گذارم همان‌جا بماند. شاید هم خودش را برساند، شاید هم دارد پشت سر من می‌دود. برمی‌گردم، کسی نیست. صدای سینه‌زنی دارد هی ...
موهای تو خانه ماهی‌هاست
موهای تو خانه ماهی‌هاست ظهر دارد می‌شود. جا ماندم، امسال نی که نبردم هیچ، خودم هم از مراسم جا ماندم. چه‌قدر حرف زد این دختر غاضریه. چی می‌گفت؟ این چیزهایی که می‌گفت توی مراسم ما نبود. با تمام توانم می‌دوم طرف امام‌زاده. می‌گذارم همان‌جا بماند. شاید هم خودش را برساند، شاید هم دارد پشت سر من می‌دود. برمی‌گردم، کسی نیست. صدای سینه‌زنی دارد هی ...
عاشقی به سبک ون‌گوگ
عاشقی به سبک ون‌گوگ به قول نازلی، نقاشی آدم را کر می کند. شنوایی آدم را می‌برد توی رنگ‌ها و نقاش وقتی به نقاشی فکر می‌کند، یا دارد نقاشی‌اش را می‌کشد،هم رنگ‌ها را می‌بیند و هم رنگ‌ها را می‌شنود. بو و مزه‌ای که حس می‌کند، بو و مزه رنگ است.و با دمباریک و بلند قلم‌مو، لمسش را به تن تابلو می‌ریزدو گاهی هوس می‌کند ...
مشاهده تمام رمان های محمدرضا شرفی خبوشان
مجموعه‌ها