مودی چشم بابا قوری واقعی سر میز اساتید نشسته بود چشم سحر امیز و پای چوبیش هر دو سرجاشان بودند او بی اندازه عصبی بود و هر بار کسی با او شروع به صحبت میکرد از جا میپرید نزدیک به ده ماه محبوس ماندن در صندوق سحر امیزش حالت تدافعی او را تشدید کرده بود
۳ نفر این نقل‌قول را دوست داشتند
Mahkame
‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۶
Ali
‫۳ سال و ۲ ماه قبل، سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۵۰
Elham
‫۳ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۹