رمان ایرانی

بیا از عشق بگوییم 2 (2 جلدی)

حالا که تونستم از اون اتاق جون سالم به در ببرم به هر قیمتی که شده از این باغ فرار می‌کنم. تاریکی شب کمکم می‌کنه تا دیده نشم. پشت درختی پنهان شدم و مدام زیر لب خدا رو صدا می‌کردم. به آرومی از پشت درخت نگاهی انداختم. سایه سیاه هم مثل من احتیاط می‌کرد و به آرومی قدم بر می‌داشت. اما با هر قدمش به درختی که پناهم داده بود نزدیک‌تر می‌شد. با نزدیک شدنش سیاهی‌ای که احاطش کرده بود کمتر می‌شد. پشت درخت پناه گرفتم و امیدوار بودم بدون دیدن من از اونجا بگذره از صدای قدماش فهمیدم که پشت درخته و قدم بعدی که برداشت کنار درخت ایستاد می‌خواستم به آهستگی سمت دیگه درخت پنهام بشم ولی بهت زده همون‌جا ایستادم. چیزی رو که می‌دیدم باور نمی‌کردم چشمامو روی هم گذاشتم دوباره باز کردم اما درست بود... خودش بود...

9789642569526
۱۳۹۲
۶۰۷ صفحه
۲۱۳۱ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های سونیتا عطایی
بیا از عشق بگوییم 1 (2 جلدی)
بیا از عشق بگوییم 1 (2 جلدی) حالا که تونستم از اون اتاق جون سالم به در ببرم به هر قیمتی که شده از این باغ فرار می‌کنم. تاریکی شب کمکم می‌کنه تا دیده نشم. پشت درختی پنهان شدم و مدام زیر لب خدا رو صدا می‌کردم. به آرومی از پشت درخت نگاهی انداختم. سایه سیاه هم مثل من احتیاط می‌کرد و به آرومی قدم بر می‌داشت. ...
شاید زعفرانیه 2 (2 جلدی)
شاید زعفرانیه 2 (2 جلدی) همانطور که به انتهای خیابان نگاه می‌کردم آروم آروم بغضمو رها کردم. قطره‌های اشک روی صورتم سر می‌خورد و پایین می‌امد و هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد. اینکه اون لحظه چه احساسی داشتم رو نمی‌دونم، غم و ناراحتی، کینه و نفرت،خشم و عصبانیت و حتی خس خواری و تحقیر شدن توی دلم بود. شاید تمام این حس‌ها توی قلبم ...
شاید زعفرانیه 1 (2 جلدی)
شاید زعفرانیه 1 (2 جلدی) همانطور که به انتهای خیابان نگاه می‌کردم آروم آروم بغضمو رها کردم. قطره‌های اشک روی صورتم سر می‌خورد و پایین می‌امد و هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد. اینکه اون لحظه چه احساسی داشتم رو نمی‌دونم، غم و ناراحتی، کینه و نفرت،خشم و عصبانیت و حتی خس خواری و تحقیر شدن توی دلم بود. شاید تمام این حس‌ها توی قلبم ...
مشاهده تمام رمان های سونیتا عطایی
مجموعه‌ها