رمان خارجی

تهوع

(La nausee)

ـ این مجسمه مسیح را که از پوست حیوان ساخته‌اند دیده‌اید؟ آقا، کتاب خیلی جالبی هست درباره مجسمه‌‌هایی که از پوست حیوان و حتی از پوست انسان ساخته شده‌اند. مجسمه عذرای سیاه‌پوش را چطور؟ در بورگس نیست؟ در ساراگوس است؟ ولی شاید یکی هم در بورگس باشد؟ زائران می‌بوسندش، مگر نه، منظورم همان است که در ساراگوس است. جای پایش روی یک تخته سنگ نقش بسته؟ آن تخته سنگی که توی یک حفره است؟ حفره‌ای که مادرها بچه‌هایشان را به درونش می‌رانند؟

9786005733846
۱۳۹۰
۳۱۲ صفحه
۳۳۰۵ مشاهده
۳۸ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ژان پل سارتر
صفحه نویسنده ژان پل سارتر
۳۶ رمان سارتر روز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ به دنیا آمد. پدرش ژان باپتیست سارتر (۱۸۴۷-۱۹۰۶) افسر نیروی دریایی فرانسه بود و مادرش آنه ماری (۱۸۸۲-۱۹۶۹) دخترعموی دکتر آلبرت شوایتزر معروف، برندهٔ جایزه صلح نوبل است. پانزده ماهه بود که پدرش به علت تب زرد از دنیا رفت. پس از آن مادرش به نزد والدینش بازگشت. پدربزرگش چارلز شوایتزر یکی از عموهای آلبرت شوایتزر در مدرسه به آموزش زبان آلمانی اشتغال داشت. ژان در خانه زیر نظر او و چند معلم خصوصی دیگر تربیت ...
دیگر رمان‌های ژان پل سارتر
مگس‌ها
مگس‌ها راهب بزرگ: خیال داری مردگان را به ریشخند بگیری؟ امروز عید آن‌هاست، تو این را خیلی خوب می‌دانی، و لازم بود امروز تو با لباس عزا در این مراسم حاضر می‌شدی. الکتر: لباس عزا؟ چرا لباس عزا؟ من از مردگان خود ترسی ندارم و فقط برای مردگان شماست که سیاه می‌پوشم.
زنان تروا
زنان تروا آندروماک: از چه می‌نالی؟ این سیه‌بختی از آن من است. هکوب: از آن ماست! آندروماک: نه. هکوب: مگر شما فرزندان من نیستید؟ آندروماک: فرزندان تو بودیم. هکوب: من سوگوار همه پسرانم هستم. آندروماک: و من سوگ «هکتور» را دارم و بس. هکوب: من بر شهرمان که در آتش می‌سوزد می‌گریم. آندروماک: من بر شهر «هکتور» می‌گریم. هکوب: بر خانه شاهانه. آندروماک: بر خانه‌ای که در آن زن شدم و آستیاناکس ...
چرخ‌دنده
چرخ‌دنده انتشارات روشنگران فعالیت انتشاراتی خود را با چاپ کتاب (فیلم‌نامه) چرخ‌دنده. اثر ژان پل سارتر آغاز کرد. این اثر نخست با نام «دست‌های آلوده» به بازار آمد. اما در پی چاپ کتاب دست‌های آلوده اثر آلبر کامو، سارتر نام کتاب را به چرخ‌دنده تغییر داد. فیلم‌نامه، داستانی خیالی از یک انقلاب خیالی در مکانی خیالی (شاید در یکی از کشورهای ...
شاهدی بر زندگی من
شاهدی بر زندگی من بعد از انتظاری بیهوده به این نتیجه رسیدم که صفحات موسیقی‌ای را که برایت فرستاده بودم دریافت نکرده‌ای. البته واقعیت این است که با حس تجربیم آن‌ها را به عنوان نامه مهر زدم و در باجه مواد چاپی انداختم. بی‌شک مشکلی پیش آمده است. دیگر نامه‌های مرا موعظه‌های کوچک نخوان. می‌دانی که نه دوست دارم به نظر 1 شاگرد بیایم ...
گوشه نشینان آلتونا (نمایش‌نامه در 5 پرده)
گوشه نشینان آلتونا (نمایش‌نامه در 5 پرده) ای قرن‌های خوشبخت، شما که با نفرت‌های ما آشنا نیستید چگونه می‌توانید به قدرت سفاک عشق‌های مهلک ما پی ببرید؟ عشق، نفرت، یک و یک... ما را تبرئه کنید... ای کودکان زیبا، شما از ما بیرون آمده‌اید، شما را دردهای ما ساخته‌اند، این قرن زن است و می‌زاید، آیا مادرتان را می‌خواهید محکوم کنید؟
مشاهده تمام رمان های ژان پل سارتر
مجموعه‌ها